مردم نگاری آموزش:یک کتاب-یک دنیا حرف و سخن
نمي دانم اين چه ويژگي عجيب و غريبی است كه در من است؟ وقتي خيلي كار دارم و سرم شلوغ است به شدت احساس مي كنم بايد بيايم سراغ اين وبلاگ و چيزي بنويسم. اما وقتي كار چنداني ندارم و برنامه كاريم سبك و متعارف است، در حالي كه طبيعتا بايد شرايط مرا به سمت كارهاي دلي و ذوقي سوق دهد، اصلا دست و دلم براي نوشتن در اين وبلاگ ياري نمي كند!
بگذرم.
شنبه گذشته،8 بهمن، در سالن علامه جعفري دانشگاه تربيت مدرس، جلسه رونماي و بحث وبررسي كتاب جديد آقاي دكتر فاضلي با عنوان «مردم نگاري آموزش» برگزار شد. در اين جلسه آقايان دكتر مهرمحمدي، دكتر عطاران و دكتر موسي پور مطالبي درباره كتاب گفتند و آقاي دكتر طلايي هم كه البته باني و ميزبان جلسه بودند (به همراه آقاي دكتر صادقی، مدير سيگ برنامه درسي و فرهنگ) مطالبي كلي در ابتداي جلسه بيان كردند. من اين كتاب را خوانده و در اين جلسه هم بود. به گمانم يكي از جلسات پرحرارت و سرشار از بحث و ديدگاه هاي مختلف سيگ روش شناسي در ترم رو به انتهاي كنوني بود.
از حال و هواي جلسه و حس و برداشتم درباره نظرات و بازخوردهاي مطرح در اين جلسه مي گذرم، اگرچه دوست داشتم با تمركز بر آنها اين پست را بنويسم. احتمالا خلاصه اي از اين جلسه در وبلاگ سيگ روش شناسي تحقيق در پژوهش هاي تربيتي گذاشته خواهد شد. اما آنچه در ادامه مي خوانيد متني است كوتاه براي معرفي اين كتاب. البته چون با هدف معرفي كتاب (شما بخوانيد تبليغ!) نوشته شده، جنبه انتقادي ندارد، شايد اگر مجال و فرصتي براي پرداختن به محتوا و روش مورد توجه در كتاب پيش بيايد دقيقتر و ارزيابانه تر چيزي بنويسم.
نوشدارويي براي پژوهش هاي حوزه آموزش و پرورش
در سالهای اخیر متخصصان، حوزه مطالعات آموزش و پرورش و گرایش های مختلف علوم تربیتی با حجم بالایی از مطالبات مردمی و سیاستگزاران و مسئولان کشوری مواجه بوده اند. مساله اصلی در این مطالبات، بهبود کیفیت در آموزش وپرورش و تغییر جهتگیری های اصلی آن به منظور گام بر داشتن در جهت تربیت دانش آموز تراز مطلوب جامعه ایرانی در جهان معاصر بوده است. این مسایل و دغدغه ها منجر به پژوهش های ملی و مهمی در حوزه های مختلف آموزش و پرورش نیز شده است. موضوع جدی و اصلی در این پژوهش ها حول چیستی، چگونگی، چالش ها و چاره های پیش روی آموزش و پرورش مبتنی بر فرهنگ، اندیشه و باورهای بومی و وطنی خودمان، در جهان متحول و سرشار از مظاهر دانش و فناوری کنونی است. اما این گونه پژوهش ها در غیاب نگاهی درونی و کل گرا با چالش بی توجهی عملی به بافت و زمینه فرهنگ ایران مواجه بوده اند. خوانندگان و مخاطبان این پژوهش ها، همواره احساس می کردند پژوهش با زندگی واقعی و رایج آموزشی آنها فاصله دارد، غریب و ناآشناست و در یک کلام گویی موضوع پژوهش آدم هایی از کرات دیگرند. همین امر احساس نابسندگی و ابتر بودن نگاه های محدود و جزء نگر رایج و حاکم در تعلیم و تربیت را برای عده قابل توجهی از اهل فکر وادی تعلیم و تربیت به دنبال داشته است. پاسخگویی به این نیاز علمی، متضمن اتخاذ رویکرد و نگاهی جدید در پژوهش های تربیتی است. رویکردی که خلا و کمبود آن سالها در اجتماع آکادمیک تعلیم و تربیت کشورمان به شدت احساس می شد و عدم پاسخگویی به آن برای اهل فکر در این عرصه دردناک و همراه با سرخوردگی از این رشته ها شده بود.
با استناد به آخرین دستاوردهای دانشگاهی روز دنیا در زمینه تعليم و تربیت و نیز تجربه عملی دست اندرکاران این وادی در کشورمان، می توان گفت، رویکرد فرهنگی به آموزش، نوشدارويی است که می تواند درمانگر این زخم دردناک در کشورمان باشد. اتخاذ رویکرد فرهنگی، به عنوان زاویه دیدی برای توصیف و فهم مسائل آموزش و پرورش، آن چیزی است که دکتر نعمت الله فاضلی در کتاب خود با عنوان «مردم نگاری آموزش»، به خوبی طلایه دار پرداختن به آن بوده است.
دكتر فاضلی در خصوص چشم انداز و نگاه فرهنگی به آموزش در فصل اول كتاب می نویسد: «فعالیت های آموزشی همواره در درون یک زمینه فرهنگی یا نظام معنایی متشکل از باورها، ارزش ها، جهان بینی، هنجارها و آداب ورسوم شکل می گیرد و در عین حال پیامدهای گوناگونی برای فرهنگ دارد». او در قالب فصل اول کتاب این ایده و اندیشه و ابعاد آن را به نحو مبسوط باز می کند و شرح می دهد. اما آنچه وجه بارز و برجسته کتاب است، اين مطلب است که فاضلی همین نوع نگاه و تاثیر و تاثر متقابل فرهنگ و آموزش را در فصول بعدی کتاب برای فهم، تفسیر و معناددهی به معلمی در جامعه ایرانی، مناسبات قدرت در آموزش و پرورش، آینده مدرسه در ایران، چالش های فرهنگی فاوا در آموزش و پرورش، رایانه در کلاس درس، فهم تجارب دانش آموزی در مدرسه روستایی ایرانی بکار می گیرد. برای مثال در فصل هفتم او در قالبی متنی روان، خوشخوان و بر اساس تحلیلی مردم نگارانه و پر کشش نشان می دهد که کارکرد مدرسه برای دانش آموز روستایی دهه هاي گذشته، به رغم تصور اولیه، آموزش مواد درسی و موضوعات مختلف مانند علوم، رياضيات، تاريخ و جغرافيا و ... نيست، بلكه به نوعی درونی سازی مجموعه ايی از ارزش ها، باورها و شیوه زندگی مدرن یا امروزی بوده است. او در این فصل به چالش ها و موانع موفقیت مدرسه، بطور کلی و مدرسه روستایی به طور خاص می پردازد.
براي ذكر نمونه ديگر از اين كتاب، مي توان به فصل چهارم، با عنوان «معلمي از رويكرد فرهنگي است» اشاره كرد. شك ندارم كه اگر خودتان معلمي را در جامعه ايراني تجربه و فهم كرده باشيد و معلم و معلمي، برايتان موضوعي براي تامل باشد، تفسيرها و تحليل هاي اين فصل كتاب كاملا برايتان معني دار و به درجات بالايي پذيرفتني خواهد بود. رمز و راز برجستگي تفسيرها و تحليل هاي كتاب، آن است كه نويسنده آن استدلال هايش را بر بافت و زمينه تاريخي و اجتماعي ايران معاصر بنا مي كند. از اينرو ايده ها و استدلال ها براي خوانندة ايراني آشنا با معلمي، حكم بازخواني حديث نفس از زبان و قلم فردي است كه به تعبيري از من به من آشناتر است. همين امر موجب مي شود، خواننده كتاب در بخش هايي از كتاب، فراموش كند كه در حال خواندن متني تخصصي و تحليلي است. او خود را همراه و همسفر نگاه ها و ديدگاه هاي فاضلي مي يابد. گويي فاضلي اندوخته تجارب نسلي معلمان در تاريخ معاصر كشورمان را گردآورده، پردازش كرده و در قالب و قلمي بي ادعا و صميمی به تصوير كشيده است. تصويري كه من و شماي معلم، با ديدن آن، نه تنها از آن دور نيستيم و با آن احساس غريبگي نمي كنيم، بلكه آن را خوب مي شناسيم: بله، او خانم معلم و آقا معلم كشور خودمان در دوران مختلف حرفه اي و شغلي اش است. همين ويژگي تحليل مردم نگارانه كتاب موجب شده است، خواننده علاقمند و آشنا به مسائل و مباحث اصيل آموزش و پرورش در سراسر اين فصل هم پا و همدل نويسنده به پيش برود.
این کتاب از سوی متخصصی دانشگاهی انسان شناسی و مطالعات فرهنگی در باب آموزش و پرورش و مسائل آن نوشته است. اما نوع نگاه بین رشته ای و جدید نویسنده و عطف توجه او در پرداختن به مسائل ملموس واقعی و مبتلابه جامعه ایرانی و بومی خودمان، کتاب را تبدیل به اثری خواندنی و الهام بخش، نه تنها برای متخصصان تعلیم و تربیت، بلکه کلیه علاقمندان فرهنگ و جامعه ایرانی و کلیه دست اندرکاران وادی علم و آموزش کرده است. ترویج و توسعه این نگاه و زاویه دید برای تحلیل مسائل آموزش و پرورش نیاز و مطالبه جدی جامعه آموزشی ماست. این مهم می تواند با بسط فعالیت های مشترک متخصصان و دانشکده های انسان شناسی و تعلیم وتربیت در گام های اولیه، و ایجاد و تاسیس رشته انسان شناسی تربیتی در دانشگاه های کشورمان، در گام های بعدی تسریع شود.